Archive of SID

Archive of SID

نشریه علمی- پژوهشی مطالعات هنر اسﻻمی، سال پانزدهم، شماره 35 فصل پاییز 98 Archive of SID تحلیل، گونهشناسی و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه زهیر واثق عباسی1* رضا مهرآفرین2 سیدرسول موسوی حاجی3 چکیده »کوه اوشیدا« )کوهخواجه( در دشت سیستان، بهدلیل موقعیت استراتژیک و منحصربهفردی که دارد، از دیرباز تا به امروز، بهصورت متناوب مورد استفاده قرار گرفته است. در دامنۀ جنوبشرقی این کوه، آثارِ قلعهای مشاهده میشود که پس از ورود و استیﻻی مسلمانان بر منطقه، به »قلعۀ کافران« شهرت پیدا کرده است. براساس کرونولوژی نسبی انجامشده برروی نمونههای سفالین دو دورۀ استقراری در این قلعه مشخص شد، دورۀ نخست از سدۀ سوم قبل میﻻد تا پایان دورۀ ساسانی را دربر میگیرد و دورۀ دوم مربوط به سدۀ ششم تا هشتم هجری قمری است. در پژوهش پیشِرو که از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی است، وضعیت گچبُریهای کاخ کوهخواجه، که ازلحاظ شکل به سه گروه مدوّر، مربع و کنگرهدار تقسیم میشوند. براساس گزارشهای باستانشناسی مورد بررسی قرار گرفتند. یک تاریخ متقّن و موردقبول، برای این گچبُریها وجود ندارد و از سوی دیگر مطالعۀ تطبیقی جامعی نیز پیرامون آنها صورت نگرفته است؛ عﻻوه بر مطالعۀ معماری، بیشاز صدها گچبُری از محوطههای مختلفِ دوران تاریخی، مورد مشاهده، بررسی و مقایسۀ گونهشناختی قرار گرفتند و مشخص شد که این گچبُریها شباهت بسیار زیادی به گچبُریهای محوطههای ساسانی بیشاپور، حاجیآباد و کیش دارند. نکتۀ دیگری که باید بدان توجه شود، الحاقیبودن رواقهای بخش شمالی حیاط است که گچبُریهای کاخ کوهخواجه برروی آنها قرار گرفته که مطمئناً در دورۀ دوم ساختوساز در کاخ کوهخواجه، به بنا اضافه شدهاند؛ این موضوع گواه و شاهدی محکم بر ساسانیبودن این گچبُریهاست. اهداف: 1. شناخت و تاریخ گذاری گچ بریهای کاخ کوه خواجه. 1 دانشجوی دکتری باستانشناسی دوران تاریخی. دانشگاه مازندران.*) نویسنده مسول(. [email protected] 2 دانشیار گروه باستانشناسی دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه مازندران[email protected] 3 دانشیار گروه باستانشناسی دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه مازندران [email protected] عنوان مقاله: تحلیل، گونهشناسی و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه 233 www.SID.ir نشریه علمی- پژوهشی مطالعات هنر اسﻻمی، سال پانزدهم، شماره 35 فصل پاییز 98 Archive of SID 2. بررسی گونه شناسی گچ بری های کاخ کوه خواجه از لحاظ شکل. سواﻻت: 1. گچ برهای کوه خواجه مربوط به کدام دوره تاریخی است؟ 2. آیا گچبُریهای کاخ کوهخواجه همزمان با ساخت اولین عمارت در این مکان ایجاد شده یا اینکه در دورۀ ساختوساز دوم، به بنا الحاق شدهاند؟ واژههای کلیدی: اوشیدا )کوهخواجه(، کاخ کوهخواجه، گچبُری، گونهشناختی، تاریخ گذاری، دوره ساسانی. مقدمه »کوه اوشیدا« )کوهخواجه( در 30 کیلومتری جنوبغربی زابل، یکی از مراکز مهم باستانشناسی دوران تاریخی ایران بهشمار میرود. این گدازه بازالتی ذوزنقهای شکل، حدود 120 متر از سطح دشت سیستان مرتفعتر است که طول شرقی- غربی آن 2 تا 2.5 و عرض شمالی- جنوبی آن 1.5 تا 1.7 کیلومتر است و در میان دریاچه بزرگ هامون قرار گرفته است. تغییر حکومت و قدرت مرکزی، یکی از مهمترین عوامل دگرگونی و شکوفایی علوم، بهخصوص معماری و تزئینات وابسته به آن است؛ بنابراین نباید تاریخ علم و هنر را جدای از تاریخ تحوﻻت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانست )فتاحی و لولویی، 1387: 151(. یکی از تزیینات معماری مورد استفاده در بناهای دورۀ اشکانی و ساسانی، »گچبُری« است. ویژگیهای هنری نقوش گچبُری و شیوۀ کار با گچ، در این ادوار توسعه و رونق فراوانی پیدا کرد و در هر دورۀ زمانی، نقشمایههای خاصی رواج یافت. این نوع تزیین بهعنوان یک سنّت پارتی، ازطریق یونان و روم وارد ایران شد و با گذشت زمان خصوصیات شرقی خود را دوباره بهدست آورد. این هنر در اوایل دورۀ ساسانی محتاطانه صورت میگرفت و در اواخر این دوره به اوج خود رسید. در بررسیها و کاوشهای باستانشناسی کاخ کوهخواجه، نمونههای شاخصی از هنر گچبُری و نقاشی بهدست آمده که بهگونهای بسیار زیبا در هم آمیخته و نقشهای هندسی، به طرز ماهرانهای شکل گرفته و پیوسته تکرار شدهاند. در ادامه به تفصیل به بررسی گچبُریهای این محوطه خواهیم پرداخت. ازآنجا که هدفِ پژوهش حاضر، بررسی، شناخت و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه است، روش پژوهش منطبق بر روشهای توصیفی-تحلیلی، بهصورت مطالعۀ اسنادی و کتابخانهای مبتنیبر گزارشات باستانشناختی است. در گچبُریهای کاخ کوهخواجه، بیشتر با نقوش هندسی و گیاهی روبهرو هستیم که پیوسته تکرار شده و دارای تقارن هستند و از لحاظ شکل میتوان آنها را به سه گروه مدوّر، مربع و کنگرهدار تقسیم کرد؛ این تقسیمبندی درواقع همان است که توسط محققان، برای نقوش گچبُری دورۀ ساسانی انجام گرفته بود. در ادامۀ روند تحقیق، بیش از صدها گچبُری از محوطههای مختلف دوران تاریخی مورد مشاهده، بررسی و مقایسۀ گونهشناختی قرار گرفت و مشخص شد که شباهت بسیار زیادی به گچبُریهای محوطههای ساسانی دارند. عنوان مقاله: تحلیل، گونهشناسی و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه www.SID.ir 234 نشریه علمی- پژوهشی مطالعات هنر اسﻻمی، سال پانزدهم، شماره 35 فصل پاییز 98 Archive of SID اولین گام جدی دربارۀ شننناسننایی کوهخواجه، در سننال 1915 میﻻدی توسننط »اورل اشننتاین1«، باسننتانشننناس مجاریاﻻصل انگلیسی، برداشته شد. وی نتیجۀ مطالعات و کاوشهای خود را در اثر معروفش، بهنام »در اعماق آسیا« به ر شتۀ تحریر درآورده ا ست (Stein,1928). پس از آن، »هرت سفلد« آلمانی کاوش در کوهخواجه را ادامه داد. وی در سال 1925 میﻻدی از این اثر دیدن کرد و چهار سال بعد با هیأتی به آنجا بازگشت و به مساحی و نقشهبرداری از آن پرداخت. نتیجۀ نهایی کار او در سال 1941 میﻻدی در کتاب »ایران در شرق باستان« منتشر شد )Herzfeld,1941(. سومین کار علمی بعد از کاوشهای هرت سفلد در کوهخواجه، تو سط یک هیأت ایتالیایی به سرپر ستی »گولینی«، در سنننال 1961 میﻻدی صنننورت گرفت که نتایا کار این هیأت در کتابی بهنام »کوهخواجه« منتشنننر شنننده اسنننت .)Gullini,1964( سپس »سرور غنیمتی«، به مطالعه و تحقیق پیرامون کاخ باستانی این کوه )کهندژ( پرداخت )Ghanimati,2001(. کوهخواجه در سننال 1386 توسننط »سننید رسننول موسننوی حاجی« و »رضننا مهرآفرین« هدفِ بررسننی روشننمند باستانشناسی قرار گرفت که طی آن 17 محوطه از ادوار تاریخی و اسﻻمی شناسایی شد ) ,Mehrafarin and et al 44 :2011؛ مهرآفرین و موسنننویحاجی، 1386(. در ادامۀ این روند، مطالعۀ سنننفالهای مجموعۀ کوهخواجه به منظور کرونولوژی نسننبی، در سننال 1387 توسننط »لیﻻ بنیجمالی« انجام گرفت )بنیجمالی، 1387( و پس از آن در سننال 1388 هیأتی به سرپر ستی »کوروش محمدخانی« با هدف ت شکیل بانک اطﻻعاتی محوطهی مذکور به برر سی دقیق محوطه پرداخت )محمدخانی، 1388(. حفاری اشتاین، هرتسفلد و محمود موسوی به کشف گچبُری منجر شد که نتایا آن به شرح زیر است: اشتاین در اتاقی در قسمت غربی تاﻻر نقاشی، قطعهی گچبُری کشف کرد که در حفرههای آن بقایای رنگ قرمز به چشم میخورد. این گچبُری طراحی مدوّر داشته و شبیه گچبُریهای مدوّر بیشاپور بوده است (Stein,1928). هرتسفلد نیز چند گچبُری از کوهخواجه کشننف کرد که متأسننفانه محل دقیق کشننف آنها را مشننخص نکرده اسننت. وی براسنناس کادربندیها و نقوشی مانند سواستیکا و گلهای ششپر، معتقد بود که گچبُریهای بهدست آمده مربوط به سدۀ اول میﻻدی است و از هر جهت با گچبُریهای بابلسننتان و آشننور مطابقت دارد )هرتسننفلد، 1381: 299(. دکتر محمود موسننوی نیز در حفاریهای خود به گچبُریهایی دسننت یافته و معتقد اسننت: »الحاقیبودن رواقها را در داخل آنها بهوضننوح میتوان دید. با توجه به گچبُری مشابه پیداشده توسط هرتسفلد، که آن را متعلق به دورۀ پارت دانسته است، این گچبُریها نیز که همزمان با آن بوده و به همان شیوه کار شدهاند، میبایست مربوط به دورۀ پارتی بنا، باشند« )موسوی،1375: 89(. وی بهدرستی این رواقها و گچبُریهای روی آن را به دورهی دوم ساختوساز در کوهخواجه نسبت میدهد. اهمیت کوهخواجه 1 - Sir Aurel Stein عنوان مقاله: تحلیل، گونهشناسی و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه www.SID.ir 235 نشریه علمی- پژوهشی مطالعات هنر اسﻻمی، سال پانزدهم، شماره 35 فصل پاییز 98 Archive of SID بنیان سیستان همانند دیگر مناطق باستانی ایران زمین، ریشه در اسطوره و تاریخ دارد. سیستان زادگاه رستم، کیکاووس و کیقباد است و اولین سنگبنای آن را به گرشاسپ نسبت میدهند )رحیمی،1381: 21(. کوهخواجه بهعنوان تنها کوه واقعدر پهندشت سیستان، حداقل در سه دین زرتشت، مسیحیت و اسﻻم، از تقدس ویژهای برخوردار بوده است. موقعیت ژئوپلیتیکی این کوه از ایام باستان سبب شده بود تا عﻻوهبر عامل تقدس، بهعنوان پناهگاهی امن و قابل دفاع نیز به آن بنگرند. از سوی دیگر، جاذبههای طبیعی دریاچۀ هامون، با نیزارهای سبز، هوای مساعد و امکان شکار انواع پرندگان و آبزیان، توجه حاکمان و قدرتمندان را به خود جلب کرده بود )مهرآفرین، 1391: 167-168(. اوشیدرن ]1[ نام کوهی است که در بین پدیدههای جغرافیایی برای نخستین بار در اوستا آمده است؛ )همان: 38(. این کوه یکی از 2244 کوهی میباشد که در یسنا از آن نام برده شده و جنبۀ تقدس پیدا کرده است؛ زیرا سوشیانا )سوشیانس( که در آیین مزدیسنا حکم منجی را دارد، از آنجا ظهور میکند )مهرآفرین و دیگران، 1391: 54(. ویرانههای آثار باستانی در گوشه و کنار این کوه به چشم میخورد، اما بدونشک بارزترین و مهمترینِ این آثار مربوط به کاخ کوهخواجه یا همان قلعۀ کافران است ]3[ که در شیب جنوبشرقی کوه واقع شده است )شکل 1(. هیچ سند و نوشتاری از کاخ کوهخواجه بهدست نیامده تا تاریخ دقیق و قطعی آثار را مشخص کند )محمدیفر،1387: 91(؛ به همین دلیل، در گاهنگاری این بنا اختﻻفنظرهای گستردهای وجود دارد )مهرآفرین،1391: 168(. باستانشناسان با توجه به روش مطالعات تطبیقی و مقایسۀ پﻻن با بناهای مشابه و نوع مصالح بهکار رفته، همچنین مطالعۀ قطعات پراکندۀ سفال )کرونولوژی سفال( و تجزیه و تحلیل گچبُریها و نقاشیهای دیواری )محمدیفر، 1387: 91( میتوانند به تاریخ نسبی دربارهی آثار باستانی دست یابند. غنیمتی، پا فراتر نهاده و به تاریخگذاری مطلق این محوطه بهوسیلۀ سنجشهای آزمایشگاهی پرداخت ]4[. دو نمونه مورد آزمایش قرار گرفت و نمونه اول سالهای 50±240- 80 بعد از میﻻد )اواخر پارتیان تا اوایل ساسانیان( را مشخص کرد و نمونهی دوم برداشتی تاریخ 50±650- 540 بعد از میﻻد )اواخر دورهی ساسانیان( را ارائه داد (Ghanimati,2001) . عنوان مقاله: تحلیل، گونهشناسی و تاریخگذاری گچبُریهای کاخ کوهخواجه www.SID.ir 236 نشریه علمی- پژوهشی مطالعات هنر اسﻻمی، سال پانزدهم، شماره 35 فصل پاییز 98 Archive of SID شکل 1.

View Full Text

Details

  • File Type
    pdf
  • Upload Time
    -
  • Content Languages
    English
  • Upload User
    Anonymous/Not logged-in
  • File Pages
    31 Page
  • File Size
    -

Download

Channel Download Status
Express Download Enable

Copyright

We respect the copyrights and intellectual property rights of all users. All uploaded documents are either original works of the uploader or authorized works of the rightful owners.

  • Not to be reproduced or distributed without explicit permission.
  • Not used for commercial purposes outside of approved use cases.
  • Not used to infringe on the rights of the original creators.
  • If you believe any content infringes your copyright, please contact us immediately.

Support

For help with questions, suggestions, or problems, please contact us